روز اول : پنج شنبه 7/5/1389
ساعت
هفت صبح روز پنج شنبه، اتوبوس حامل مسافران گشت ماهنامه ی نجوم، این بار
به قصد جنگل ابر در پنجاه کیلومتری شمال شرق شاهرود، با مسئولیت خانم پریا
آقایی و کارشناسی آقای احمد کریمی آغاز به حرکت می کند. سفری که مثل همیشه
تو را در امتداد زمان کوتاهش، با تجربه هایی نو درمی آمیزد و هم چنین با
پیوستن به بحث هایی پیرامون علم نجوم و طبیعت خاص آن منطقه به زیبایی های
چشم اندازهای پیش رو و آسمان بالای سرت می افزاید.
در
طول راه طبق معمول و رسم همیشگی پس از معارفه ی اولیه، صحبت های آقای
کریمی راجع به گونه های گیاهی و جانورانِ جنگل ابر، گرم کننده ی محفل
دوستان است. طبق گفته ی ایشان سفر ما پس از عبور از منطقه ی گرم استپ زار
بیابانی، به منطقه ای سرد و جنگلی خواهد بود که دمای هوای آن نهایتا تا آخر
شب به 17 درجه ی سانتی گراد هم می رسد. هم چنین با ورود به جنگل در ارتفاع
2100 متری از سطح دریا، بیشترین نوع پوشش درختی را، درختان ممرز تشکیل
داده اند که برگ هایشان تقریبا شبیه به برگ های درخت افراست؛ حال آن که از
دیگر درختان این منطقه می توان به راش، توسکا و اورس، درخت همیشه سبز جنگل
ابر هم اشاره کرد. از آن جا که جنگل ابر به داشتن توده های ابر نزدیک به
سطح زمین اش معروف است، اما پیش بینی حضور اقیانوس ابر در آن منطقه تقریبا
در تمامی سال ها ناممکن بوده است. در نتیجه یکی از پدیده های کم نظیر تلقی
می شود که علت آن، جغرافیای خاص آن و در کنار هم قرار گرفتن دو منطقه کم
ارتفاع و بلند می باشد.

پس
از عبور از سمنان و دامغان ساعت دو و نیم بعدازظهر در رستوران شاهرود برای
صرف ناهار توقف می کنیم. سپس در ساعت پنج و نیم پس از گذر از بسطام، به
بقعه ی شاعر و عارف نامدار ایرانی، شیخ ابوالحسن علی جعفر خرقانی واقع در
روستای قلعه نوخرقان می رسیم.عارفی دانش اندوز که در سال 348 هجری در
روستای خرقان از توابع بسطام به دنیا آمد و از دوران جوانی به مقامی شامخ
در پرهیزکاری و حکمت دست یافت. در سردر این بقعه ی تاریخی تاریخ مرگ او را
به سال 425 هجری درج کرده اند. از بیرون که به داخل آرامگاهش نظر می کنی
زائران او، ملبس به کلاه ها و پیراهن های سفید را می بینی که در حال ذکر و
دعا هستند.

پس
از بازدید از بقعه و گشت در محوطه ی بیرونی به سمت جنگل ابر به راه می
افتیم.امتداد مسیر این راه شنی را، پوشش گیاهی استپی در بر گرفته است و گون
های کلاه میر حسن که با اشاره ی آقای کریمی به ما معرفی می شوند نشان از
حضور ما در منطقه ای بیابانی را دارند.اما پس از طی مسیر 12 کیلومتری
ناگهان به خودنمایی سبز درختان و خانه های روستایی که بر تپه ای سبز قرار
گرفته اند می رسیم؛ و پس از عبور از روستای ابر،تغییر ناگهانی در پوشش
گیاهی و آب و هوای منطقه، نشان از آن دارد که دیگر به مقصد رسیده ایم. هم
زمان که همه ی مسافران با کوله هایشان راهی رفتن به محل کمپ می شوند، ساک
هایمان را با وانت بار بالا می برند. هوای سرد و نمناک جنگل با ابرهای
اندکی که به سطح شاخه های بالایی درختان رسیده اند حاکی از عبور ما از فصلی
به فصلی دیگر است. لباس های گرم مان را بر دوش انداخته ایم و پس از اتراق
در چادرها همگی به دور آتش جمع می شویم. حالا برنامه ی زنده ی شب رصدی
همراه با صدای فلوت یکی از همسفران و نصب تلسکوپ توسط کارشناس تور کلید می
خورد. هم زمان که کهکشان راه شیری با پس زمینه ی محو شیری رنگ اش به روشنی
در آسمان دیده می شود، همه ی هم سفران همراه با توضیحات آقای کریمی مشغول
نظاره ی صور فلکی قابل رویت و رصد خوشه ی کروی M22 با تلسکوپ می شوند. هم چنین بعضی از دوستان علاقه مند به عکاسی با فرصت خوبی که به دلیل وجود نور ماه در آسمان شب پیدا کرده اند در حوالی کمپ مشغول به عکاسی نجومی می شوند. پس از برگزاری برنامه ی رصدی، گروه گروه به داخل چادرهایمان می رویم و شبی سرد را به صبح می رسانیم.

روز دوم:جمعه 8/5/1389
پس
از صرف صبحانه حدود ساعت 7 صبح جنگل پیمایی ما، به قصد رسیدن به آبشار
"آلوچال" یا "شرشر" که هدف آخر این گشت است، با وجود صعب العبور بودن مسیر
با موفقیت همه ی اعضای گروه به انجام می رسد. در راهی که نیاز به استقامت و
مقاومت بدنی نسبتا بالایی داشت، حالا ما تقریبا میانه ی آن را پشت سر
گذاشته ایم و برای استراحت، در زیر درختان انبوه و بلندی که به ستون های
تالاری وسیع می مانند و از روزنه های میان شاخه های پربرگ شان عبور پرتوهای
نور آفتاب، دایره های کوچک و بزرگ زردافشان را، هم چون صدها قرص خورشید،
بر سطح خاک تکثیر کرده است؛ توقف کرده ایم. آقای کریمی در حالی که بالای
صخره ای بلند ایستاده است، می گوید:دوستان مقصود ما رفتن به آبشار است ولی
هدفمان طبیعت گردی و لمس کردن قسمت های بکر جنگل است. به همین منظور با
وجود تمام سختی های بین راه، ما از امتیاز نظاره ی بخش های دست نخورده ی
زیست بومی برخوردار هستیم که تا به امروز جز یکی از زیباترین چشم اندازهای
کشورمان محسوب می شود. پس از مدت زمانی اندک، به آبشار می رسیم و زیبایی
منحصر به فرد ریزش عمودی آب از بالای کوه همه مان را بر آن می دارد که از
گوشه گوشه ی این محیط سبز و پر گیاه عکس برداری کنیم.


حدود
ساعت یک و نیم بعدازظهر به کمپ برمی گردیم و پس از استراحتی کوتاه در کنار
چادرها، همگی برای برگشت به سمت تهران مشغول جمع آوری لوازم شخصی مان شده،
به سمت اتوبوس حرکت می کنیم. بعد از صرف ناهار در بین راه، مسیر برگشت که
تقریبا 10 ساعت به طول کشید، دوباره با بازی های دسته جمعی و بحث های گروهی
دنبال می شود؛ تا این که در حوالی نیمه شب، به تهران می رسیم و پس از
خداحافظی از یکدیگر به سمت خانه هایمان به پیش می رویم.
نویسنده: رویا پویا